فردا حتماْ به آن عهد قدیمی وفا خواهم کرد .سراغت را از همه گلبرگ ها خواهم گرفت .

آیا می دانی؟ کنار یک کوچه خواهم  ایستاد و نگران به خاطراتت نگاه میکنم ،

به دوردست نزدیک.... دیشب خوابت را  دیدم .

دوست داشتم شنیدن آن کلمات  را  که در ابتدای آشنایی به زبان می آوردی ،

بار دیگر از زبانی که هرگز سخن نمی­گوید تجربه کنم.

سالها گذشت ، اما من هنوز فراموشت نکرده ام.

امروز روزش بود ، طلوع 15 بهمن، روز آشنایی من و تو ...

آشنایی با کسی که عشق را و همه آنچه مرا از خودم می گرفت از او آموختم .

امروز روزش بود ، عقربه های ساعت گذر ثانیه­ها را نشان می­دهند،

انگار که کسی تعقیبشان می­کرد، محتاط اما سریع.

تو همیشه بهترین بودی و برای من بهترین خواهی ماند.

نمی­توانم فراموشت کنم...

نمی­دانم آیا تو می­توانی از این همه احساس پاک نسبت به خود بگذری؟

یادش به خیر.اولین شعری را که برایم خواندی هنوز یادم هست،

آیا به یاد داری؟...

گرچه دوري زبرم ، همسفر جان مني        قطره ي اشکي و در ديده ي گريان مني

در دل شب منم و ياد تو و گوهر اشک        همره اشک ، تو هم بر سر مژگان مني

و من در پاسخ این شعر قشنگ  چنین گفتم:

می نویسم "دیدار" تو اگر بی من و دلتنگ منی یک به یک فاصله ها را بردار!

اما امروز میان من و تو فاصله­هاست ،

فاصله­هایی باریکتر از یک مو که با اشاره ­ای خواهند گسیخت.

غاده شاعره توانمند سوری در شعری زیبا باهم بودن ها و با هم نبودن ها

را به زیبایی تمام به تصویر می کشد .

خوب که به اطراف نگاه می کنیم می بینیم مدت هاست که تو از من جدایی

بی آنکه بدانم ، یا بهتر بگویم می دانم اما نمی خواهم باور کنم .

جدایی همین است

اینکه با تو باشم و با من باشی  و باهم نباشیم

جدایی همین است

اینکه یک خانه ما را در بر گیرد

اما یک ستاره ما را در خود جای ندهد

جدایی همین است

اینکه قلبم اتاقی باشد

خاموش کننده صداها با دیوارهای مضاعف

و تو آن را به چشم نبینی

جدایی همین است

اینکه در درون جسمت تو را جستجو کنم

وآوایت را در درون سخنانت جستجو کنم

و ضربان نبضت را در میان دستت جستجو کنم

جدایی همین است...

چقدر دلم برایت تنگ شده، کاش دیدار نزدیک بود...

زیباترین آغاز را با تو تجربه کردم، پس تا زیباترین پایان با تو می مانم

من میگم 4


تپشهای عاشقی

عشق من باش ، تپشهای قلب من باش ، مثل نفس در سینه ی من باش
از تنهایی رها شدم و به تو دلبستم ، تو را یار و همدم خود دانستم
نمیخواستم برای یک عمر با تو باشم ، میترسیدم عمر من کوتاه باشد و در کنار تو بودن زودگذر
آمدم که وجود تو باشم ، اگر روزی عمرم تمام شود در قلب تو باشم ، حتی اگر از این دنیا رفتم در خاطر تو باشم.
آمدم که بگویم هر گاه بخواهی فدایت میشوم ، اگر بارها برایم غریبه شوی باز هم عاشقت میشوم.
آمدم که برایت بنویسم ، تا در این دو روز دنیا اگر از یاد تو رفتم ، احساسات من نسبت به تو همیشه مثل یادگاری بر روی صفحات دفترم باقی بماند.
اینبار نیامده ام که شکسته شوم ، از غم عشق آشفته شوم و از درد عشق بمیرم، اینبار آمده ام که تنها از عشق تو بمیرم.
اگر دیگر روزی در این دنیا نبودم ، نگو که بی وفا بودم ، اگر تو را تنها گذاشتم نگو که عاشق نبودم ، لحظه ای به سر خاکم بیا و مرا یاد کن ، این روح دلتنگ را که در آن دنیا نیز بهانه تو را میگیرد آرام کن
عشق من هستی ، تا ابد ، حتی در آن دنیا نیز همه وجودم هستی ، تو مال منی تا قیامت در قلب من هستی.

یه دختر

اﮔﻪ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺗﻮ ﺗﻤﺎﻡﺩﻭﺭﺍﻥ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺩﺳﺖ

ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﺟﺰﭘﺪﺭ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﺵ ﮔﺮﻓﺖ.

ﺍﮔﻪﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﮐﻠﻤﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﮔﻔﺖ

ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﺮﺩ....

ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﺨﺎﻃﺮ * ﺗﻮ* ﭘﺎﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﻏﺮﻭﺭﺵ.

ﺍﮔﻪ ﺑﺮﺍﯼﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﻃﻌﻢ ﺑﻮﺳﻪ ﺭﻭ ﺣﺲ ﮐﺮﺩ .…

اگه برای اولین بار توی آغوشت خوابید...

ﻗﺴﻢ ﺑﻪﻭﺟﺪﺍﻧﺖ ﻗﺪﺭ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﻭﻟﯽﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﺪﻭﻥ

ﺍﻭﻥ ﻓﻘﻂ ﺑﻪﺧﺎﻃﺮ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺭﻭ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﺍﺩ!.

ﺭﺍﺣﺖ ﺍﺯﺵﻧﮕﺬﺭ

هم نفس

با تو آغاز نکردم که روزی به پایان برسانم.


عاشقت نشدم که روزی از عشق خسته شوم.

با تو عهد نبستم که روزی عهدم را بشکنم.


همسفرت نشدم که روزی رفیق نیمه راهت شوم.

همسنفت نشدم که روزی عطر نفسهایم را از تو دریغ کنم.


و با یاد تو زندگی نمیکنم که روزی فراموشت کنم.


با تو آغاز کردم که دیگر به پایان نیندیشم.


عاشقت شدم که عاشقانه به عشق تو زندگی کنم.


با تو عهد بستم که با تو تا آخرین نفس بمانم.


همسفرت شدم که تا پایان راه زندگی با هم باشیم.


همسنفست شدم که با عطر نفسهایت زنده بمانم.


و با یادت زندگی میکنم که همانا با یادت زندگی برایم زیباست.


همچنان لحظات زیبای با تو بودن میگذرد ،


از آغاز تا به امروز عاشقانه با تو مانده ام ای همسفر من در جاده های نفسگیر زندگی.


اگر در کنار من نباشی با یادت زندگی میکنم ،


آن لحظه نیز که در کنارمی با گرمی دستهایت و نگاه به آن چشمان زیباست زنده ام.


ای همنفس من بدون تو این زندگی بی نفس است ،


عاشق شدن برایم هوس است و مطمئن باش این دنیا برایم قفس است.


با تو آغاز کرده ام که عاشقانه در دشت عشق طلوع کنم ، طلوعی که با تو غروبی را نخواهد داشت.


و همچنان لحظات زیبای با تو بودن میگذرد ، لحظه هایی سرشار از عشق و محبت.


با تو بودن را میخواهم نه برای فرداهای بی تو بودن.


با تو بودن را میخواهم برای فرداهای در کنار تو بودن.


با تو بودن را میخواهم برای فرداهای عاشقانه تر از امروز.


پس ای عزیز راه دورم با من باش ، در کنارم باش و تا ابد همسفرم باش.

از نگاهت ....

از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داری ،
اشک از چشمانم ریخت و از چشمان خیسم فهمیدی که عاشقت هستم
حس کن آنچه در دلم میگذرد ، دلم مثل دلهای دیگر نیست که دلی را بشکند!
تو که باشی چرا دیگر به چشمهای دیگران نگاه کنم ، تو که مال من باشی چرا بخواهم از تو دل بکنم!
وقتی محبتهایت ، آن عشق بی پایانت به من زندگی میدهد چرا بخواهم زندگی ام را جز تو با کسی دیگر قسمت کنم ، چرا بخواهم قلبم را شلوغ کنم؟
همین که تو در قلبمی ، انگار یک دنیای عاشقانه در قلبم برپاست ، عشقت در قلبم بی انتهاست !
همین که تو در قلبمی بی نیازم از همه کس ، تو را میخواهم و یک کلام فقط تو را ، همین و بس!
دلم بسته به دلت ، هیچ راهی ندارد حتی اگر مرگ بخواهد مرا جدا کند از قلبت !
دیگر تمام شد ، تو در من حک شده ای، ای جان من ،تو همه چیز من شده ای!
از نگاهت خواندم که مرا میخواهی ، از آن نگاه شد که در قلب مهربانت گم شدم ، تا خواستم خودم را پیدا کنم اسیر شدم ، تا خواستم فرار کنم ، عاشقت شدم!
از نگاهت خواندم  تو همانی که من میخواهم ، آنقدر پیش خود گفتم میخواهت ، که آخر سر تو شدی مال من ، شدی یار و عشق بی پایان من!
از نگاهت خواندم ، چند سطر از شعر زندگی را …
نگاهم کردی و خواندی آنچه چشمانم مرا دیوانه کرده است ، و آخر فهمیدی که قلبم تو را انتخاب کرده است!
چه انتخاب زیبایی بود ، از همان اول هم دلم به دنبال یکی مثل تو بود ، و اینک پیدا کرده ام تو را ، تویی که دیگر مثل و مانندی نداری، در قلبت جز من ، جایی برای کسی نداری.

دلم بــــــــــــــــــــــــــــــرات تنگ شده

عزیزم دلم گرفته
دلم برایت تنگ شده
دلتنگ گرفتن دستهای گرمت هستم
دلتنگ بوسیدن گونه هایت هستم
آنقدر دلتنگم که اینک آرزو دارم حتی یک لحظه نیز از راه دور تو را ببینم
عزیزم دلم گرفته ، دلتنگت هستم
کاش همیشه در کنارم بودی تا دلتنگی به سراغم نمی آمد
کاش همیشه در کنارت بودم تا هیچگاه دلم نمیگرفت
هیچگاه نفهمیدی چقدر به وجودت ، به آن آغوش مهربانت نیاز دارم
هیچگاه نفهمیدی چقدر تو را دوست دارم
کاش به سر میرسید ثانیه های دلتنگی
کاش اولین ثانیه در کنار تو بودن فرا میرسید و هیچگاه نیز به پایان نمیرسید
به یادت هست روز دیدارمان خیره به چشمانم شده بودی ، من هم غرق در چشمان نازنین تو بودم
اینک دلم برای چشمانت یک ذره شده ، تو هم دلت برایم تنگ شده؟
هنوز مثل قبل مرا دوست داری؟ هنوز برای دیدنم لحظه شماری میکنی؟
هنوز وقتی در کنارم نیستی بیقراری میکنی؟
طاقت دوری تو را ندارم عشق من ، مگر من جز تو چه کسی را دارم ، تو را دارم که دنیای منی
خدایا این دنیای زیبا را از من نگیر
دلم برای دنیایم تنگ شده دنیای من
دلم گرفته ای دنیای من
راستی خیلی میترسم! میترسم تو را از دست بدهم …
میترسم دوباره تنها شوم ، دوباره همسفر غمها شوم
بیا در کنارم تا آرام شوم ، بیا در کنارم تا دوباره خوشحال شوم
بیا در کنارم تا دوباره دنیای زیبای خودم را از نزدیک ببینم
عزیزم خیلی دلم برایت تنگ شده …

دل نوشــــــــــــــــــته هایــــــــــــــــم برای تـــــــــــوست

عشق من ...!

باور کن..هیچ ستاره ای قبل از اسمان متولد نشده..نخ بادبادک نگاهت را پایین بیاور..و

بــه مـن نـگاه کـن!

من به اندازه ی همین آسمان برهنه..دوستت دارم..وشاید..

کمی بیشتر از آن.!.!.!

پس چشمانت چه زمان در خواهند یافت؟! که "نـگـاه" زاده ی علاقه است؟؟؟!!!

بـــــــــشنو از دلم

بشنو درد این دل را…
دلی که خیلی تو را دوست دارد و تنها تو را دارد.
بشنو که این دل یک عالمه حرف دارد،
حرفهای عاشقانه برای تو ، گوش کن به درد دلم.
تو همانی که دلم میخواست و آرزو داشت تا تو برای او شوی .
تو همان رویایی هستی که این دل درونش نهفته بود.
یک رویای پر از عشق…
تویی همان یار باوفا ، یکرنگ و بی ریا .
بشنو نوای عاشقانه دلم را ، گوش کن به آهنگ این دل…
آهنگی به سبک صدای دلنشینت و حرفهای عاشقانه ات.
هر چه این دل از مهربانی های تو بگوید باز هم کم است.
بشنو راز این دل را ، راز صادقانه ای که درونش عشق و محبت تو است.
درونش یک دنیا حرفهای ناگفته است ، حرفهایی که در
د این دل عاشق من است.
بشنو درد این دل را که به عشق تو زنده است.
دلی که با تو همان عاشقترین عالم است.
احساس آرامش میکنم وقتی تو به حرفهای این دل عاشقم گوش میکنی.
احساس میکنم که حرفهای من برایت شیرین است ، میدانی که اینها همه حقیقت این دل عاشق است.
بشنو که این دل میخواهد زیباترین کلام درونی اش را به تو بگوید .
اینبار با فریاد درونی اش ، با تمام وجودش میگوید که خیلی تو را دوست دارد.
گوش کن به نوای شیرین دوستت دارم
نوای عاشقانه ای که از اعماق دلم می آید.
دلم را در آغوشت بگیر و با تمام وجود گرمای آن را حس کن.
گرمایی که از کلام مقدس عشق سرچشمه میگیرد .
این دل ، همین دلی که اینک در آغوش مهربان تو است میخواهد تا ابد برای تو یکرنگ و عاشق بماند پس آن را برای همیشه نزد خود نگه دار ، ای تو که لایق این قلب عاشق من هستی.
مواظب قلب عاشقم باش که نشکند، نه به این خاطر که قلب من است ، تنها به این خاطر که تو در قلبمی .بشنو نوای این دل را ، با آهنگ دلنشین عشق و شعر زیبای دوستت دارم …

تاحالا شده......

تا به حال شده دوست داشتنت را قورت بدهی… ؟! 

لبخند بزنی… 

بی تفاوت باشی…؟ 

شده دلتنگی بپیچد به دلت،راه نفست راببندد،خفه ات کند… 

هی دستت برود سمت گوشی…

برش داری… 

نگاهش کنی…

پرتش کنی…. 

برش داری… 

نگاهش کنی… 

پرتش کنی…؟ 

شده یک آهنگ برایت شود روحِ یک لحظه… 

بشود خاطره…

و هر چه تکرار شود دیوانهـ ترت کند…؟ 

شده بروی همان خیابانی که با او رفته ای… 

چند متر جا را هی بالا و پایین کنی… 

اشک بریزی و… 

لذت ببری… 

همانقدر که آن روز لذت بردی…؟ 

شده قسم بخوری دیگر کاری به کارش نداری… 

اما یکهو در یک لحظه گوشی موبایل را برداری،پیغامی تایپ کنی… 

انگشتت برود سمت کلمه send… 

منطقت بمیرد، قلبت تند تند بزند و…send کنی…؟ 

شده تمام روز را در انتظار یک جواب،بیقرار باشی…

نرسد این جواب… 

آخر گوشی را برداری واینطور بنویسی:”اشکالی نداره، اگه نمیخوای جواب بدی،نده…

فقط میخواستم بدونم خوبی؟همین… 

مواظب خودت باش “شده باز جوابی نیاید…؟

باز بشکنی…

هزار بار دیگر هم بشکنی اما باز با دست و دلِ شکسته،دوستش داشته باشی…؟ 

شده این همه عاشق باشی…؟!؟

گوره باباش

گــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوره بابایــــــــــــــــــــــــــــــــه اونی که رفــــــــــــــــــــــت.

خیــــــــــــلی شِِِِِِِِِک و مجـــــــــــــــــــــــلسی میِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِـــــــــــــــــــــریم استقباله  اونی کـــــــــــــه

داره میــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد.

آهای مخاطب خاص


آهای مخاطب خاص اینایی رو که نوشتمو
خوب بخون:
ب سلامتی خودم که بخاطرت قید ازتو بهترارو زدم
ب سلامتی خودم که
بخاطرت خواستم تک پر باشم اما پری نداشتم برای  پریدنم
ب سلامتی خودم که
اگه دروغیم گفتم بخاطر ترس از دست دادنــــــــــــــــــــــــــت بود
ب سلامتیه خودم که
درمورد احـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــساسم بهت دروغ نگفتم
ب سلامتی خودم که
درموردت خیلی حرفا شنیدم که برام تحملش سخت بود اما نذاشتم تو روحتم با خبر بشه چون بارونداشتم
بعد تو سایز دلم با هیچ کس جور نشدومیدونم توهم مثله منی
اما مطمئن باش اگه تا آخر عمرم هم تنها بمونم دیگه چشمامو بهت قرض هم نمیدم.....!

دنیا روووووووووووو ؟؟؟؟ 2نفریییییییییی!!!!!!!!!

عشقت باید تو بغلت باشه



محکم تو سینه خودت فشارش بدی تا نفسـش بنـد بیاد ...


جیــغ بکشه ، دور خـودت بچرخـی و بچـرخونیش ...


این قدر بچرخی .. این قدر بچرخونی .. بچرخی .. بچرخونی .


بچرخی .. بچرخونی ..


تا سر هردوتاتـون گیج بره پـهن شین رو زمین ...


بعد چشماتونو ببندید ... دنیا رو سرتون بچرخه ... بچرخه ... بچرخه ...


بعد خوشحال باشی که چقدر زورتون زیاده


که تونستین دنیــا به این بزرگی رو بچرخونین ...

دو نفـری ! ! !

بدبخت دخترا

دختر بودن یعنی این چی پوشیدی گمشو عوض کن دختر بودن یعنی آرزوی سفر مجردی رو به گور بردن دختر بودن یعنی خوشگله میشه برسونمت دختربودن يعني " برو تو ، دم در واي نستا" دختر بودن يعني حق هر چيزي رو فقط وقتي داري كه تو عقدنامه نوشته باشه دختر بودن یعنی سیگار کشیدن = فاحشه بودن دختر بودن یعنی تابستون با یه لباس تا خرخره دختر بودن یعنی ساعت 8 شب دیروقته کجایی بیا خونه دختر بودن يعني نخواستن و خواسته شدن دختر بودن یعنی کلی عروسک که یه دفعه میگن بزرگ شدی بسه جمعشون کن دختر بودن یعنی پسر حسن آقا ریس یه کارخونه شده میدونی؟ دختر بودن يعني "كجا داري ميري؟" دختر بودن یعنی تو دریا با لباس بری دختر بودن یعنی ذلیل بشی آبروم رفت دگمه هاتو ببند دختر بودن یعنی " از پدرت اجازه گرفتی؟" دختر بودن یعنی بهت بگن خیلی خودسر شدیا! دختر بودن یعنی با لباس سفید اومدن با کفن رفتن ! دختر بودن یعنی تباه شدن زندگیت واسه " حرف مردم" دختر بودن یعنی فراموش کردن آرزوها دختر بودن یعنی حق نداری به انتخاب خود تصمیم بگیری.... دختر بودن يعني اجازه گرفتن واسه هرچي ، حتي نفس كشيدن... دختر بودن یعنی دفن شدن در زندگی.. دختر بودن یعنی ته ته معصومیت

نیمه شب

                                          وای از آن نیمه شبی

                                   که بیدار شوم و تو را بخواهم اما خودم را در آغوش

                                          دیگری بیــــــــــــابم ....

چشمــــــــانت روشنـــــــی دلــــم است...
وقتی با نیم نگـــــــاه ناگهانی ات به من نگــــــــاه میکنی
قلبم مثل قلب قناری پر از التهاب میشود...
من آغــــ♥ــــوشت را میخواهم
تا خودم را در " تـــــــ♥ـــــو " رها کنم...
عشــــــــق همین لحظه های کوچک نـــــــاب است
عشـــــــــــق...
لمس پیاپی دستانت است !
و چشیدن بــــ♥ــوسه هایت که طعم زندگی می دهد.

عشقه بچگیم

                                                              

                                           به ســــــــــــــــــــــــــــــلامتیــــــــــــــــــــــــــــه

                                عشـــــــــــــــــــــــقه بچگیـــــــــــــــــــــــــــهامون

                           کـــــــه حداقل بـــــــــــــــهمون نامردی نکرد 



                   

نفس

چقدر سخته  تو هق هق گریهات نفس کم بیاری

وعشقت یکی دیگرو بغل کنه بهش بگه نفسم!!!!!!!!!!!!!!!

تو کی مرد میشی؟

دختــــــــــــــــــــرک با اولین هم آغوشی با تو زن شد!

هی تو پسر:بعد از چند عشق بازی بالاخره مرد خواهی شد؟؟؟؟

هر رفتنی باید بره

 بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرووووووووووووووو

تو اگه ماندنی  بودی با همان قبلیا میماندی؟؟؟؟؟؟؟

تقاص

آهای پسر با من چه کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تو مرا کشتی برای خودم ناراحت نیستم !

برای دخترت نگرانم که نکنـــــــــــــــــــــد 

تقاص" آه مرا "او پس دهـــــــــــــــــــــــــــد

شایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد



وقتی رفتی گفتی شاید برگردم 

                                          رفتنت آزارم نمیده شایدی که گفتی آزارم میده

من خوشبختم

                                             ازتـــــــــــــــو متفرم

حتی اگر به اندازه تمام ستاره های آسمون هم دوستم داشته باشی 

برایت آرزو مرگ نمی کنم چون باید بمانی و خوشبختی من و بد بختی خود را ببینی....

گمگشته

نیمه گمشده ام نیستی که با

نیمه دیگر به جست وجویت برخیزم

          تو تمام گمشده منی

با من بمان


                         خسته ام از همه دنیا 

                          خسته ام از لبخندهایه بی رمق

                          خسته ام از تکرار مکرر خاطرات تلخ

                          دردم تسکین پیدا نمی کنه تا وقتی که او کنارم نباشد.

برو به درک

به بعضیاباید بگی :قربونت برم از دستت که هر کاری که برمیومد انجام دادی

حلا نوبته پاهاته گورتوووووووو گم کن .................

گور پدرت

گور پدر دنیا وقتی میشه باسه پک بری تو رویا............

به سلامتیه خیلیا

به سلامتیه زندگی که اگه بهت خوش بگذره اسمش میشه"خاطره"

واگه پدرتو دربیاره اسمش میشه "تجربه".

به سلامتیه پسری که تیپ و قیافش به روزه

ولی ..... غیرتش ماله زمان پدرشه!!!!!!

به سلامتیه کسی که تو جمع میگه ومیخنده

ولی 2دقیقه که باهاش تنها حرف میزنی میفهمی که

یه دنیا غم داره!!!!!!!!!!!!!!!!!!

به سلامتیه سیگار که حداقل اینو میدونم که

قبل از من لب هیچکس بهش نخورده ......

بی قراری

 

یه وقتا طوری دلت تنگ میشه که مغزت کاملا  

فلج میشه................

بدی هاش یادت میره...........................

نامردی هاش یادت میره 

بی محبتی و رفتارایه سردشو یادت میره

وقتی با بی رحمی تنهات

گذاشتو یادتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ میره

فقط میگی

خدایا یک دقیقه ببینمش این دله وامونده

آرومممممم بشه

همین

وای بـــــــــــــــــــــرو ازت متنفرم


                                                      برو نگران شکستن قلبم

                                                           نباش.